فرهنگستان زبان و ادب
{metaphoric/ metaphorical} [زبان شناسی] مربوط به استعاره یا دارای استعاره
{metaphoric/ metaphorical} [زبان شناسی] مربوط به استعاره یا دارای استعاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصطلاحها همانند استعارهها، تشبیهها و متلها مفهومی تمثیلی، درکی استعاری، اثری خاص و توصیفی خیالمند دارند. معنای آنها همیشه شفاف و هویدا نیست و گاهی مقصودی مبهم و پیچیده دارند. اصطلاحها مربوط به بخش استعاری زبان هستند و با فرهنگ آن زبان عجین هستند. فعلهای عبارتی نیز از دید معنایی و فهم به نحوی یک اصطلاح محسوب میشوند.
💡 این شخصیت، در حالی که برای انجام یک طلسم که او را به پرنده تبدیل میسازد، تلاش میکند، ناگهان و بهطور تصادفی به یک الاغ تبدیل میشود!، این واقعه به یک سفر طولانی، در مجموعهای مملو از داستانهای ادبی و استعاری، منجر میگردد. وی سرانجام از طریق مداخلهٔ ایزدبانویی به نام ایسیس، از این وضعیت (خر بودن!) نجات پیدا میکند و در نهایت به فرقه او میپیوندد.
💡 در منابع دیگر، این مفهوم به صورت استعاری ارائه شده است. هر یک از آسمان های هفت گانه به صورت متشکل از ماده ای متفاوت به تصویر کشیده شده است و پیامبران اسلامی در هر کدام ساکن هستند. اسامی برگرفته از کتاب الحیاء السمیه فی الحیاء السنمیة سیوطی است:
💡 با آن که برداشتی سنتی این بودهاست که سفر پیدایش را موسی تألیف کرده و واقعی (نه ساختگی و تخیلی) و استعاری[یادداشت ۱] به حساب رفتهاست، پژوهشگرانِ مدرن، روایت آفرینش سفرِ پیدایش را به عنوان یکی از اسطورههای مختلف باستانی از نوع اسطوره ریشه[یادداشت ۲] در نظر میگیرند.
💡 در تشبیه، هم مشبه وجود دارد و هم مشبه به ولی اگر یکی از اینها غایب باشد! و به جایش لوازم یا ویژگیاش را ببینیم که بهصورت اضافی آمدهاست، اضافه استعاری مینامیم. هم چنین در اضافه استعاری «مضاف» در معنی حقیقی خود بهکار نمیرود و ما «مضافالیه» را به چیزی تشبیه میکنیم که دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام که «مضاف» است برای «مضافالیه» یک واقعیت نیست بلکه یک تصور و فرض است.