لغت نامه دهخدا
( اساساً ) اساساً. [ اَ سَن ْ ] ( ع ق ) از روی اساس. اصلاً.
( اساساً ) اساساً. [ اَ سَن ْ ] ( ع ق ) از روی اساس. اصلاً.
( اساساً ) (اَ سَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) از بن، از اصل.
از بن از پای بست از پایه از اصل از بنیاد: این ساختمان اساسا خرابست.
از بن، از اصل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار درآمده تا به جای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش، به وجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پلهای هستند. میتوانید یک موتور خطی را در یک قطار سریعالسیر مَگلِو مشاهده کنید که در آن قطار روی ریل، معلق است.
💡 از دیگر نشانههای اسلوب معادله این است که میان دو مصرع میتوان نشانهٔ برابری (=) گذاشت یا میان آن دو، عبارتِ «همانطور که» آورد ولی حتماً بایستی عنایت داشت که اینها شروط اساسی اسلوب معادله نیستند؛ یعنی ممکن است بیتی یافت شود که اساساً دو مصرعش موضوع و نمونهای عینی را بیان نکند ولی آوردن عبارت ِ «همانطور که» میان دو مصرعش مشکلی ایجاد نکند و دو مصرع از هم مستقل باشند. مثل بیت زیر
💡 شعب ملی کلیسای هیولای اسپاگتی پرنده در بسیاری از کشورها در تلاش بودهاند که پاستافاریانیسم به مذهبی رسمی (از نظر قانونی) شناخته شود و درجههای مختلفی از موفقیت در این زمینه را بهدست آوردند. در نیوزیلند، پیروان پاستافاریان اجازه دارند جشن ازدواج خود را برگزار کنند، زیرا این جنبش معیارهای تعیین شده برای سازمانهایی را که اساساً اعتقادات مذهبی، فلسفی یا بشردوستانه را ترویج میکنند، برآورده میکند.
💡 حتی از نظر شکاکان «ممکن است باورهایی باشند که موجهاند ولی به دلیل نبود عنصر صدق، معرفت نیستند.» معقول بودن چنین احتمالی، مبنای بسیاری از چالشهای شکاکانهاست؛ مثلاً هر کدام از ما میتواند بهگونهایی موجه موضوعی را باور کند، حال آنکه هرگز بدان معرفت نداشته باشد، زیرا در توهمهای حس اساساً چیزی در واقعیت نیست، تا بتوان بدان معرفت داشت.