ازنی

لغت نامه دهخدا

ازنی. [ اَ زَ نی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به ذویَزَن. یَزَنی. یزانی. ازانی.
- رمح ازنی؛ نیزه راست منسوب بذی یزن، و هو ملک من ملوک حمیر. ( مهذب الاسماء ).
ازنی. [ اَ نا ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از زانی. زانی تر.
- امثال:
ازنی من حَمامَة.
ازنی من سجاح؛ هی امراءة من بنی تمیم بن مرة کانت ادعت فیهم النبوّة. ثم حملتهم علی ان زفوها الی مسیلمة المتنبی لعنهما اﷲ فوهبت نفسها له فقال لها:
الا قومی الی المخدع
فقد هیی لک المضجع...
و قال الشاعر:
و ازنی من سجاح بنی تمیم
و خاطبها مسیلمة الزّنیم
و أهدی من قطاة بنی تمیم
الی اللؤم التمیمی القدیم.
ازنی من ضیون.
ازنی من قِرَد؛ زعم الهیثم بن عدی ان قِرَداً اسم رجل من هذیل یقال له قردبن معویة و قال بعضهم ان القرد ازنی الحیوان و زعم ان قرداً ازنی فی الجاهلیة فرجمته القرود.
ازنی من قِطّ.
ازنی من هِجرس؛ قالوا هو القرد و قالوا هو الدب.
ازنی من هرّ؛ قال ابن الکلبی هی هرّ بنت یامن الیهودیةمن حضرموت و هی احدی الشوامت بموت رسول اﷲ ( ص ). فاخذها المهاجربن ابی امیة عامل رسول اﷲ فقطع یدها. ( مجمع الامثال میدانی ).

فرهنگ فارسی

زانی تر

جمله سازی با ازنی

💡 رود نشانه ی دندان حسرت از لب عاشق دمی که می دهی و دست نازنین تو بوسد

💡 آسمان لطفی ندارد ور نه کی در دور او خار کش بودی گل نازک مزاج نازنین

💡 بین بخشی از التفهیم که در بارة نسبت بین اعداد است، با بخشی از میزان الحکمة عبدالرحمان خازنی نیز شباهتهایی وجود دارد، چه بسا خازنی این بخش را از التفهیم گرفته باشد.

💡 مازنی را از پیشوایان علم لغت، نحو، ادبیات، شعر روایی می‌دانند که در روزگار خود بسیار موثق بود.

💡 این فیلم در بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت و نازنین احمدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را برای بازی در این فیلم گرفت.

💡 نازنینان چمن را بس که نازک ساختند سینه می‌مالد همی بر خاک چون موج سراب

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز