فرهنگ معین
(اَ. دَ. رَ ) (مص ل. ) ۱ - مردن، هلاک شدن. ۲ - بی اختیار شدن.
(اَ. دَ. رَ ) (مص ل. ) ۱ - مردن، هلاک شدن. ۲ - بی اختیار شدن.
( مصدر ) ۱ - گم شدن مفقود شدن نابود شدن: ( افسوس که هم. دارایی من از دست رفت. ) ۲ - بیخود شدن بی اختیار شدن مدهوش شدن از هوش رفتن ۳ - در خشم شدن. یا از دست رفتن کار.
مردن، هلاک شدن.
بی اختیار شدن.
💡 به گفتهگری سیک، هایزر در گزارش خود به کاخ سفید اطلاع داد که به صورت روزانه، دست کم پانصد تا هزار نفر از ارتش فرار میکنند. با این حال، او معتقد بود که این عدد در مقابل تعداد اعضای ارتش که نزدیک به نیم میلیون نفر بودند، چندان مسئله جدیای به حساب نمیآمد. اما در پاریس، خمینی این مسئله را از دست رفتن آخرین امید شاه میدانست:
💡 برباد رفته یکی از اولین فیلمها با استوری برد کامل است. دیوید سلزنیک، ویلیام کامرون منزیس که طراح تولید بود را استخدام کرد تا تمام صحنههای فیلم را طراحی کند. بسیاری از فیلمهای صامت با بودجه بالا نیز دارای استوری برد بودند ولی در دهه ۱۹۷۰ بسیاری از این موارد در حین پاکسازی استودیو از دست رفتند.
💡 در طول سالها رخدادهای متعددی در مدت زمان حج روی دادهاست، حج زمانیست که بسیاری از مسلمانان به زیارت کعبه میروند. این حوادث منجر به از دست رفتن جانهای زیادی شدهاست. در صورت تَمَکُن هر مسلمان، او میبایستی حج را به جا بیاورد و این جزو ارکان اصلی اسلام است.