ارغش. [ اَ غ َ ] ( اِخ ) ابن شهراکیم، از خاندان ملوک رستمدار. ( حبط ج 2 ص 104 ).
ارغش. [ ] ( اِخ ) ( امیر... )از امرای ملکشاه سلجوقی که بدست عبدالرحمن خراسانی ( از پیروان حسن صباح ) به سال 488 هَ. ق. کشته شد.
ارغش. [ اَ غ َ ] ( اِخ ) وهادان ( فرهادون ). جدّ آل زیار و حاکم گیلان بزمان کیخسرو. خاندان او اغلب در گیلان میزیستند و گاه حکومت آن ناحیت از دست ایشان به در میشد. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 141 ). و رجوع به حبط ج 1 ص 354 شود.
جد آل زیار و حاکم گیلان بزمان کیخسرو
اسم: ارغش (پسر) (ترکی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: arghash) (فارسی: ارغش) (انگلیسی: arghash)
معنی: تاجر یا تجار سیار، از امرای ملکشاه سلجوقی
ارغش (جمع ارغشها)
فرزندان زیاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرد باید خان ومانش را وداع فارغش باید شد از باغ وضیاع
💡 در حلقه عشق هر که را جا کردند دل فارغش از معاد و مبدا کردند
💡 خدایا حرمت مردان ز دنیا فارغش گردان از آن گر فارغستی او ز پیش من چه کم بودی
💡 نفس را کردی چه فانی زین مواد فارغش کردی ز امراض و فساد
💡 یافتهام از همه بس فارغش پس همه را کرده ضمان دیدهام
💡 دریغ حنجر مشکلگشای فضلنمای که فارغش ز سؤال و جواب میبینم