ارزیابی

لغت نامه دهخدا

ارزیابی. [ اَرْزْ ] ( حامص مرکب ) عمل یافتن ارزش هر چیز. تقویم.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. )بهای چیزی را معین کردن.

فرهنگ عمید

۱. تعیین بها و ارزش چیزی.
۲. بررسی.

فرهنگ فارسی

عمل ارزیاب عمل یافتن ارزش و بهای هر چیز سنجش و بررسی حدود هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن تقویم: ( خانه های شهر ارزیابی شد. )

فرهنگستان زبان و ادب

{grading} [گردشگری و جهانگردی] بررسی و سنجش کیفی واحدهای اقامتی و خدماتی و شیوه های پخت وپز و امکانات رفاهی

ویکی واژه

بهای چیزی را معین کردن.
valutazione

جمله سازی با ارزیابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ارزیابی کندرو ابتدا برای جبر لاندا توسط کریستوفر وادزورث تعبیه شد. پیتر هندرسون و جیمز هیرام موریس و همچنین دنیل پائول فریدمن و دیوید وایس هر یک این ارزیابی را برای زبان‌های برنامه‌نویسی به‌طور مستقل تعریف کردند.

💡 ملائی، استاد دانشگاه، معتقد است شخصیت محمدعلی شاه تاب پذیرفتنِ مجلسی با اختیارات مجلس شورای ملی را نداشت و تنها می‌توانست به حضور مجلسی مشورتی تن دهد. وی تلاش محمدعلی شاه برای تأسیس مجلس شورای مملکتی را در همین راستا ارزیابی می‌کند. به گفته ملائی، او چهار بار به وفاداری به مشروطه و قانون اساسی سوگند خورد و هر چهار بار، سوگندش را شکست.

💡 این جایزه از سال ۱۹۷۱ میلادی اهدا می‌شود و ارزیابی و برندهٔ نهایی، بر پایهٔ آرای اعضای این انجمن تعیین می‌شود.

💡 یک توضیحِ ممکن برای این مسئله این است که قضاوت‌های اطمینان-سؤال به دلیل دقت بیش از اندازه متورم شده و قضاوت‌های آنان نشانگر بیش ارزیابی سیستماتیک نیست.

💡 همان‌طور که در بخش ارزیابی کاستی پردازش شنوایی به آن اشاره شد، با توجه به نتایج آزمون‌های تشخیصی و همچنین وضعیت کودک مثل شرایط سنی، گفتار و زبان و… روش‌های درمانی طراحی می‌گردد.

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز