ارزیابی کردن

مترادف‌ها

سنجیدن، برآورد کردن، تخمین زدن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بر آورد کردن سنجیدن ارزش چیزی ارزش و بهای چیزی را تعیین کردن بررسی کردن ارزش چیزی.

ویکی واژه

stimare
valutare

جمله سازی با ارزیابی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخی از مطبوعات جهانی مراسم را خلاقانه و هنرمندانه دانستند، بعضی از منتقدان نیز آن را بیش از اندازه متمرکز بر تاریخ بریتانیا و تا حدودی ملی گرا ارزیابی کردند.

💡 این محققان حدود هزار نفر را که همگی در یک سال (۷۳–۱۹۷۲) در نیوزیلند متولد شده بودند از بدو تولد زیر نظر گرفته و سپس میزان پیری آن‌ها را در سنین ۲۶، ۳۲ و ۳۸ سالگی ارزیابی کردند.

💡 شرکت‌های بزرگ معمولاً برای تصمیم‌گیری درباره استخدام نیروهای جدید، از فرآیندهای پیچیده و چند مرحله‌ای جهت ارزیابی کردن توانایی‌ها و مهارت‌های متقاضیان استفاده می‌کنند.

💡 کارشناسان آموزشی باید قبل از تغییر برنامه‌های درسی، نتایج حاصل از اجرای طرح‌های آزمایشی را به دقت ارزیابی کردن و گزارش نهایی را برای مدیریت تهیه کنند.

💡 دولت‌ها موظف هستند به طور مداوم کیفیت خدمات عمومی و زیرساخت‌های شهری را ارزیابی کردن تا بتوانند پاسخگوی نیازهای روزافزون شهروندان خود در جامعه باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران