لغت نامه دهخدا
ارتباطی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارتباط. || پیوندگاهی.
ارتباطی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارتباط. || پیوندگاهی.
( ~. ) [ ع. ] (ص نسب. ) ۱ - منسوب به ارتباط، آن چه که بستگی به ارتباط داشته باشد. ۲ - ویژگی آن چه که با آن ارتباط برقرار می شود.
( صفت ) ۱ - منسوب به ارتباط آنچه بستگی به ارتباط داشته باشد. ۲ - پیوندگاهی. یا وسایل ارتباطی. وسیله هایی که میان دو نقطه یا میان دو کس ارتباط و پیوند برقرار میکند.
منسوب به ارتباط، آن چه که بستگی به ارتباط داشته باشد.
ویژگی آن چه که با آن ارتباط برقرار میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر اسدآباد مرکز شهرستان اسدآباد در استان همدان در غرب ایران است. این شهر در فاصله ۵۳ کیلومتری غرب همدان و ۳۶۷ کیلومتری جنوب غربی تهران، و در محور ارتباطی استان کرمانشاه واقع شدهاست.
💡 جنبه دیگر محرمانگی، حفاظت از جریان ترافیک در مقابل تحلیل است. این کار مستلزم این است که حملهکننده نتواند مبدأ، مقصد، تعداد دفعات ارسال پیام، یا سایر ویژگیهای ترافیک را در امکانات ارتباطی مشاهده نماید.
💡 بسیاری از محققان هوش مصنوعی دریافتند که اگر از نام لکه دار "هوش مصنوعی" پرهیز کنند و در عوض وانمود کنند که کار آنها هیچ ارتباطی به هوش ندارد، میتوانند بودجه بیشتری تهیه کنند و نرمافزار بیشتری بفروشند. این امر به ویژه در اوایل دهه ۱۹۹۰، در دومین " زمستان هوش مصنوعی " صدق میکرد.
💡 گولد از این استدلال که تحول هیچ ارتباطی با همراستا بودن «پیشرفت» دراز مدت ندارد، طرفداری کرد. تفسیرهای غیرقانونی اغلب تکامل را به شکل نردبانی برای پیشرفت ترسیم میکنند که به سوی ارگانیسمهای بزرگتر، سریعتر و باهوش تر پیش میروند. این تفاسیر اینگونه فرض میکنند که این مکانیسمها ارگانیسمها را به سمتی هدایت میکند که در نتیجه تکامل به نوعی موجودات زنده پیچیدهتر و در نهایت شبیه به انسان میرسند.