ارامل. [ اَ م ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَرمَل و اَرمَلة. مردان بی زن. زنان بی شوهر. || مستمندان. فقیران.مساکین. درویشان. مردان و زنانی که قدرت بهیچ چیز نداشته باشند. ( غیاث ): فضله مکارم ایشان [ توانگران ] به اَرامِل و پیران و اقارب و جیران رسیده. ( گلستان ). || ج ِ اُرمولة. رجوع به ارمولة شود.
(اَ مِ ) [ ع. ] (ص. ) جِ ارمل و ارامله.
زنان فقیر بی شوهر.
مردمان بی چیزوبی کس، مستمندان، مردان بی زن، زنان بی شوهر، بیوه زنان، جمع ارمل و ارمله
( صفت ) ۱ - جمع: ارمل و ارمله. الف - مردان بی زن زنان بی شوهر. ب - مستمندان فقیران مساکین درویشان مردان و زنانی که قدرت هیچ چیز نداشته باشند. ۲ - جمع: ارموله
جِ ارمل و ارامله.
💡 وقتی که دمای شربت به ۳۴۰ درجه فارنهایت یا بالاتر میرسد، مولکول شکر به قندهای سادهتر شکسته میشود و مادّهٔ کهربایی رنگی به نام کارامل درست میشود.
💡 بهر ایتام و ارامل شب و روز و مه و سال وقف آسایششان رنج سر و پا میکرد
💡 به نام پِشت زیک شناخته میشود و نوعی شیرینی مازندرانی است. عسل یا شکر را با کره روی اجاق کاراملی کرده سپس کنجد را اضافه میکنند. بعد آن را روی سینی ریخته و برش میدهند. پشت زیک جزو شیرینیهای جشن نوروز میباشد.
💡 هر چه در جیب عجائز بود و در کیس ارامل راه آهن از طریقی می برد واگون ز یکسو
💡 محصولات شیرینی آذربایجان به سه گروه تفسیم میگردد: آردی، کارامل مانند و آب نبات مثل.
💡 نانِ بهکاررفته در اِکلر شبیه به نان مورد استفاده در نان خامهای است، هرچند خامهٔ درون آن میتواند با انواع ترکیبهای دیگر نیز درست شود. معمولاً روی اِکلر لایهای از کارامل یا شکلات میزنند.