ادراری
مترادفها
بولشناختی، مربوط به ادرار
لغت نامه دهخدا
ادراری. [اِ ] ( ص نسبی ) منسوب به ادرار. وظیفه ای. راتبه ای.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به ادرار ( بمعنی وظیفه و مستمری )
جمله سازی با ادراری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این حالت در صورت انسداد سوراخ خروجی طبیعی به هردلیلی از جمله تومور ایجاد میشود. استوما محل جدیدی برای فعالیتهای اساسی بدن است. انواع مختلف استوما وجود دارد. شایعترین آنها تراکئوستومی در نای، اوروستومی در مثانه یا مجاری ادراری و کولوستومی در روده بزرگ هستند.
💡 آز را در خشگسال مکرمت یکدم که دید کش ز ابر دست گوهر بارت ادراری نخاست
💡 خونمیزی، خونادراری یا هماچوری هنگامی در پزشکی به کار میرود که در ادرار فرد گویچه سرخ وجود داشته باشد. هماچوری میتواند به دلیل سنگهای دستگاه ادراری، هایپرپلازی خوشخیم پروستات، تومورهای مجاری ادراری و عفونت ادراری دلایل خوشخیم یا بدخیم دیگر ایجاد گردد.
💡 شایعترین عوارض جانبی این دارو خستگی، کاهش اشتها، تهوع و خطر بروز عفونت است. شایعترین عارضهٔ جانبی شدید با این دارو، عفونت ادراری است.
💡 از تو ادراری همی باید که بفزاید بران تا دل و جان رهی باشد به شکر تو رهین
💡 استافیلوکوک وارنری میتواند موجب سقط جنین در گاو و انسان شود. این باکتری با بیماریهایی مانند عفونتهای استخوانی، ادراری، مننژیت، اندوکاردیت و غیره در ارتباط است. همچنین از مننگوانسفالیت در سگ نیز جدا شدهاست.
💡 پزشک برای تشخیص دقیق بیماری، از بیمار درخواست کرد تا نمونه ادراری خود را برای انجام آزمایشهای آزمایشگاهی و بررسیهای دقیق میکروسکوپی به آزمایشگاه تحویل دهد.
💡 سیستم ادراری انسان شامل مجموعهای از اندامها است که وظیفه اصلی آنها فیلتر کردن خون و دفع مواد زائد و سموم از بدن است.
💡 برخی از داروهای خاص ممکن است باعث تغییر در رنگ یا میزان تولید ادراری شوند، بنابراین بهتر است مصرف آنها تحت نظارت پزشک انجام شود.