اختراعی

لغت نامه دهخدا

اختراعی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) من درآوردی. من عندی. پیش خودی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به اختراع. ۱ - نو پدید آورده نو ساخته ابداعی. ۲ - من در آوردی پیش خودی.

جمله سازی با اختراعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از شروط اساسی ثبت اختراع، جدید بودن آن است بنابراین در صورتی که اختراعی قبلاً به ثبت رسیده باشد، اختراعی همانند آن یا مشابه آن قابل ثبت نخواهد بود.

💡 که در وضع جهان کرد اختراعی چند گوناگون به آئینی که می‌بینی به عنوانی که می‌دانی

💡 نگاه نیم مستش اختراعی کرده از شوخی که با شب زنده داری خواب راحت الفت است امشب

💡 شیوه های زاهدان گر در شمار دین بود غم مخور عرفی که ما هم اختراعی می کنیم

💡 جزری در این ساعت برای راحتی در تعویض شمع اختراعی انجام داد که هنوز هم در کاربرد وسیعی در صنعت دارد و اتصال جزری خوانده می‌شود.

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز