فرهنگ فارسی
( آواره شدن ) ( مصدر ) ۱ - دور شدن گم شدن. ۲ - از خانمان و وطن دور ماندن. یا آواره شدن از تخت و گاه. از سلطنت دور ماندن از تاج و تخت دور ماندن.
( آواره شدن ) ( مصدر ) ۱ - دور شدن گم شدن. ۲ - از خانمان و وطن دور ماندن. یا آواره شدن از تخت و گاه. از سلطنت دور ماندن از تاج و تخت دور ماندن.
آوارهشدن
دور شدن از وطن، شهر و خانه از روی اجبار.
(گفتگو): سرگردان شدن؛ بلاتکلیف شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانهها و مغازههای بهائیان شیراز به دستور سید عبدالحسین دستغیب (امام جمعه و نمایندهٔ ولی فقیه) چپاول شده و آتش زده شد و بیش از ۵۰۰ بهائی شیراز، آواره شدند.
💡 ایالات متحده ۱۵۰ میلیون دلار به عنوان غرامت برای خسارات ناشی از برنامه آزمایش هسته ای و آواره شدن آنها از جزیره اصلی خود پرداخت کرد.
💡 خلیل در خانوادهای مسلمان و از پدری مغازهدار در رمله در فلسطین تحت قیومیت بریتانیا به دنیا آمد. خانواده ابوجهاد پس از جنگ ۱۹۴۸ آواره شدند و در نوار غزه که به تصرف مصر درآمده بود منزل گزیدند. ابوجهاد تحصیلاتش را در آژانس کمکرسانی سازمان ملل پی گرفت.
💡 دولت اسرائیل تعداد پناهجویانی که در ۱۹۴۸–۴۹ آواره شدند را به میزان کم یعنی ۵۲۰ هزار نفر عنوان میکند در حالی که برآورد طرف فلسطینی به ۸۵۰ هزار نفر اشاره دارد.
💡 هرات مثل اکثریت مناطق دیگر افغانستان با هجوم مغول در ۱۲۲۲ م. از بنیاد ویران شد و بیش از نیمی از اهالی بومی آن قتلعام یا آواره شدند.
💡 در طول جنگ کوزوو آنها آواره شدند و به عنوان پناهنده در آلبانی، صربستان و جمهوری مقدونیه و کل اروپای غربی مانند آلمان و فرانسه پراکنده گشتند. هویت «آشکالی» در این دوره ایجاد شد و در سال ۱۹۹۹ به ثبت رسمی رسید.[نیازمند منبع]