فرهنگ معین
( ~. ) [ ازع. ] جِ ادویه (غیرفصیح ).
( ~. ) [ ازع. ] جِ ادویه (غیرفصیح ).
جمع ادویه. جمع: دوا داروها.
💡 مراسم قهوه / چای: در یک خانوار معمولی عرب شامی، یک میهمان ممکن است انتظار داشته باشد که میز پر از مزه، نانهای پر از ادویه جات شامل زعتر و آجیل باشد. در شام، قهوه عربی یک نوشیدنی بسیار دوست داشتنی است، اما چای عربی در اردن و فلسطین نیز بسیار مورد علاقه است.
💡 این نان با بهرهگیری از خمیر فطیری که توسط وردنه پهن گردیدهاست به همراه مخلوطی از پوره سیبزمینی و ادویه جات (پودر خشک شده انبه، گراماسالا) تهیه گردیده که بر روی سطح ظرف تاوه به همراه کره یا روغن حیوانی گی پخته میشود. آلو پاراتا بهطور معمول همراه با کره، چتنی، داهی یا ترشی هندی مورد مصرف قرار میگیرد.
💡 ویژگی اصلی آشپزی سنتی مالایی استفاده زیاد از ادویه جات است. همچنین استفاده از شیر نارگیل در غذاهای مالایی، در ویژگی غلیظ و خامه ای نمودن آنها، اهمیت دارد. رکن دیگر آنها سس میگو است که هم چنین مواد اولیه برای تهیهٔ سامبال، یک سس یا چاشنی قوی تهیه شده از سس میگو، فلفل تند، پیاز و سیر میباشد. در پخت و پز غذاهای مالایی همچنین از
💡 طبق نوشته راهب تایلندی، غذاهای تایلندی تحت تأثیر غذاهای هندی قرار گرفتهاست. وی نوشت مردم تایلند نحوه استفاده از ادویه جات را به طرق مختلف در غذای خود از هندیها آموختهاند. تایلندیها همچنین روشهای ساخت داروهای گیاهی را از هندیها تهیه کردند. برخی از گیاهان مانند سرابی از خانواده، کلازیاسه یا هرسینگار از هند آورده شدهاند.