ویکی واژه
آبریختگی
ریخته شدن آب.
(قدیم): آبروریزی
آبریختگی
ریخته شدن آب.
(قدیم): آبروریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این دو دیده پر آب من که ریخته بادا چه آب ریختگی ها که آمده ست به رویم
💡 روز سهشنبه نهم این ماه نامه وزیر رسید بر دست سواران مرتّب که بر راه راست ایستانیده بودند، یاد کرده که «اخبار رسید که داود از سرخس با لشکری قوی قصد گوزگانان کرد تا از راه اندخود بکران جیحون آید. و مینماید که قصد آن دارد که پل تباه کند تا لب آب بگیرد و فسادی انگیزد بزرگ. بنده باز نمود تا تدبیر آن ساخته آید که در سختی است، اگر، فالعیاذ باللّه، پل تباه کنند، آب ریختگی باشد.