ذلول. [ ذَ ] ( ع ص ) رام. ( مهذب الاسماء )( دهار ). منقاد. نرم. مطیع. مُذلَّلَة در عمل. کارکشته. کارشکسته. ( ابوالفتوح رازی ). آسان. آهسته. آرام. فرهخته. ( مهذب الاسماء ). مقابل صعب. سرکش. تور: القران ذلول ذو وجوه فاحملوه علی احسن الوجوه. || سحاب ذلول؛ ابر بی برق و رعد. ج، ذُلُل، اَذِلَّة.
(ذَ ) [ ع. ] (ص. ) رام، مطیع. ج. اذلة و ذُلُل.
رام، مطیع.
رام، مطیع، اذله جمع
( صفت ) رام مطیع منقاد جمع اذله و ذلل.
[ویکی الکتاب] معنی ذَلُولٌ: رام و راهوار(اگر صفت مرکب باشد مرکبی مقصود است که به آسانی میتوان سوارش شد، و اضطراب و چموشی ندارد )
ریشه کلمه:
ذلل (۲۴ بار)
«ذَلُول» به معنای «رام» جامع ترین تعبیری است که درباره زمین ممکن است بشود.
رام، مطی
اذلة و ذُلُل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرگار کامل یا پرگار تام که یک نوع پرگار گسترش یافتهاست که قادر به حرکت سه بعدی بوده و علاوه بر رسم دایره قادر به رسم بیضی و سهمی و هذلولی و خط نیز میباشد. کاربرد آن میتواند در رسم خطوط هندسی در معماری و کاشی کاری اسلامی باشد. این وسیله اولین بار توسط ابوسهل ویجن بن رستم کوهی در قرن نهم میلادی اختراع شد.
💡 تابع گودرمانی، رابطهای مستقیم بین توابع دوار و توابع هذلولوی که شامل اعداد مختلط نیستند، برقرار میسازد.
💡 او با استفاده از قانون شکست نور به شکلی از عدسی ها دست یافت که میتوانستند نور را به خوبی کانونی کنند. سایر بخش های رساله او به آینه های سهموی، آینه های بیضوی، عدسی های همگرا و روش های برای رسم کمان هذلولی می پردازد.