احجام

لغت نامه دهخدا

احجام. [ اِ ] ( ع مص ) بازایستادن از بیم و خوف. واایستادن. ( تاج المصادر ). پسپا شدن از بیم. ( منتهی الارب ). واپس شدن از کاری. ( تاج المصادر ). || بددلی کردن. ( تاج المصادر ). بددل شدن: سلطان از کثرت تعب از اقدام بازمانده و نزدیک شده که در شکال احجام افتد. ( جهانگشای جوینی ). و از نزول قلعه احجام می کرد. ( جهانگشای جوینی ). || احجام ثدی؛ برآمدن و بلند گردیدن پستان. ( منتهی الارب ). || احجام مولود؛ بار نخست شیر دادن وی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= حجم
بازایستادن از کاری.

فرهنگ فارسی

بازایستادن، واایستادن، واپس شدن ازبیم، واپس شدن ازکاری، بددل شدن، جمع حجم
( اسم ) جمع حجم گنجها توضیح احجام جمع حجم که در کتب هندسه استعمال شود در لغت عرب نیامده و بجای آن حجوم بر وزن عقول آمده است.

جمله سازی با احجام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طول ابعاد مرتفع گردد عرض احجام ممتنع گردد

💡 میان جرأت اقدام و دهشت احجام همین که دید مرا منهی خرد حایر

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز