اتوریته
مترادفها
اقتدار، قدرت، مرجعیت، اختیار
متضادها
بیاختیاری، بیقدرتی
فرهنگ معین
(اُ تُ تِ ) [ فر. ] (اِمص. ) قدرت ونفوذ مادی یا معنوی، اقتدار.
ویکی واژه
قدرت ونفوذ مادی یا معنوی، اقتدار.
جمله سازی با اتوریته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اتوریته یکی از مسائل مهمی است که در آنارشیسم بررسی میشود. یکی از تعاریف معروف آنارشی «نبود فرمانروایی و اقتداری اجباری» است.
💡 امّا در حقیقت در نخستین سری از آزمایشهای میلگرام، ۶۵ درصداز شرکت کنندگان حاضر شدند به دیگران شوک ۴۵۰ ولتی وارد کنند. با اینکه داوطلبها شدیداً مضطرب شده بودند، ولی نمیتوانستند که اتوریته و مقام علمی پژوهنده (پروفسورِ روانشناسی) را رد کنند. اندکی از افراد از اعمال درد لذّت هم میبردند، و با علاقه آن را انجام میدادند.
💡 اغلب کنوانسیونها مکانیسمی برای نظارت بر اجرای خود ایجاد میکنند. این مکانیسمها نسبتاً قدرت کمی دارند و اغلب توسط دولتها ندیده گرفته میشود. در موارد دیگری این ابزار قدرت سیاسی بالا و اتوریته قانونی دارند و تصمیماتشان تقریباً همیشه به اجرا گذاشته میشود. نمونههای دسته اول شامل کمیتههای معاهدههای سازمان ملل میشود در حالیکه بهترین مثال برای دسته دوم دادگاه حقوق بشر اروپا میباشد.
💡 رنسانس زمینه بخش گسترش اندیشه آزاد و پرسشگری شکگرایانه شد. افرادی چون لئوناردو دا وینچی به آزمایشگرایی به عنوان روشی برای توضیح پدیدهها روی آوردند و با استدلالهای اتوریته دینی مقابله کردند. از دیگر منتقدان دین و کلیسا در این دوره میتوان به نیکولو ماکیاولی، بنوانتور د پریه و فرانسوا رابله اشاره نمود.
💡 در ساختارهای سلسلهمراتبی سازمانهای بزرگ و پیچیده، حفظ اتوریته مدیریت برای ایجاد نظم و هماهنگی بین بخشهای مختلف بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 برخی از فیلسوفان بزرگ معتقدند که اتوریته اخلاقی یک فرد بسیار مهمتر از قدرت سیاسی یا ثروت مادی او در جامعه است.
💡 در دنیای امروز، اتوریته رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی و جهتدهی به جریانهای اجتماعی به شدت مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.