آورد و برد

مترادف‌ها

داد و ستد، مبادله، کشمکش

لغت نامه دهخدا

( آورد و برد ) آورد و برد. [ وَ دُ ب ُ ]( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) عمل پیاپی آوردن و بردن.

فرهنگ فارسی

( آورد و برد ) ( اسم ) عمل پیاپی آوردن و بردن.

ویکی واژه

آورد‌وبرد
آوردن و بردنِ پیاپی.
(گفتگو): سخن‌چینی.
(قدیم): حرکت‌های هنگام مقاربت.

جمله سازی با آورد و برد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 درآمد نمدپوش چون سام گرد به خم کمندش درآورد و برد

💡 تمنّا داشتم عین وصالش در شب هجران صبا بوئی از آن آورد و برد از دل قرارم را

💡 زین گونه مولعند برآورد و برد من کزشان زبر فرو نزنم زیر و برزنند

💡 کر گشت گوش یا بر زان گاه کودکی‌ست ز آورد و برد میره دیلم به شقشقه

💡 ز صندوق بگشاد و بند و کلید برآورد و برداشت جام نبید

💡 در دنیای تجارت و اقتصاد جهانی، هر معامله‌ای بر پایه اصول آورد و برد بنا شده است که نیازمند شناخت دقیق از بازار و تقاضای مشتریان است.

💡 روابط انسانی در محیط کار نیز همواره با نوعی آورد و برد همراه است که اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند منجر به تنش‌های سازمانی گردد.

💡 سیاست‌های بین‌المللی بر اساس اصل آورد و برد پیش می‌روند و هر کشور تلاش می‌کند تا در مذاکرات دیپلماتیک، بیشترین منافع را برای خود به دست آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران