آبستن کردن
مترادفها
باردار کردن، حامله کردن
متضادها
عقیم کردن
لغت نامه دهخدا
( آبستن کردن ) آبستن کردن. [ ب ِ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) احبال. ( زوزنی ). القاح.
فرهنگ معین
( آبستن کردن ) ( ~. کَ دَ ) (مص م. ) حامله کردن، باردار کردن.
فرهنگ فارسی
( آبستن کردن ) ( مصدر ) حامله کردن باردار کردن القاح
القاح
ویکی واژه
آبستنکردن
(جانوری): حامله کردن، باردار کردن.آمیزش کردن نر با ماده پستاندار و باردار کردن او، یا بارور کردن با تلقیح مصنوعی.