آب دزد

لغت نامه دهخدا

( آب دزد ) آب دزد. [ دُ] ( اِ مرکب ) منفذی بدرون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند، و گویند این زمین یا این کاریز آب دزد دارد.

فرهنگ معین

( آب دزد ) (دُ ) (اِمر. ) ۱ - منفذی درون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند. ۲ - مجرای آب. ۳ - ابر، سحاب، قطره دزد. (فره )

فرهنگ فارسی

( آب دزد ) ( اسم ) ۱ - منفذی بدون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند: این زمین یااین کاریز آب دزد دارد. ۲ - مجرای آب. ۳ - ابر سحاب قطره دزد.
منفذی بدرون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند

ویکی واژه

آب‌دزد
سوراخ و رخنه در قنات یا در مجرای آب، که آب از آن هرز رَوَد.
منفذی درون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند.
ابر، سحاب، قطره دزد. (فره)

جمله سازی با آب دزد

💡 حباب‌وار برآور ز آب دیده سری چو دیده چند توان سر در آب دزدیدن؟

💡 برخی ماهی‌گیران محلی برای ماهی‌گیری در رودخانه‌های غیر کوهستانی از آن استفاده می‌کنند؛ به این نحو که سر حشره را کنده و از قسمت شکم آن را به قلاب می‌آویزند. با این طعمه ماهیانی مثل گلخس (گلخوار) به راحتی به دام می‌افتند. پاهای آب دزدک زهر آلود است و ایجاد عفونت پوستی می‌کند. دارای نیش است و ایجاد گزش دردناک می‌کند.

💡 ذوق طراوت ازگل آغوش غنچگی برد زخمی‌ که آب دزدد غیر از گزک ندارد

💡 آشکارا سینه بر تیغ شهادت می زند زخم عاشق آب دزدیدن نمی داند که چیست

💡 بهشت است این، که تا کشمیر را دید سر از شرمش به زیر آب دزدید

💡 این جانوران جزو تونیکات‌ها (آب دزدک دریایی) به‌شمار می‌روند که جزو قدیمی‌ترین طناب داران هستند. کلونی‌های ایجاد شده به‌وسیلهٔٔ این جانوران از ۱ سانتی‌متر الی چندین متر مشاهده شده‌است، البته هر کدام از این جانوران به تنهایی حدود چند میلی‌متر هستند.