حمام گرفتن

لغت نامه دهخدا

حمام گرفتن. [ ح َم ْ ما گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح جدید، مأخوذ از زبان های خارجی ) حمام رفتن. استحمام کردن. بدن خود را شستشو دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( ~. گِ رِ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) به حمام رفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) استحمام کردن بدن خود را شستشو دادن.

ویکی واژه

به حمام رفتن.

جمله سازی با حمام گرفتن

💡 کارواژه‌های مرکب، نازاست و واژه دیگری از آن نمی‌توان گرفت؛ حمام گرفتن، تجربه کردن، وابستگی داشتن، دل بریدن، طلاق دادن و تهمت زدن؛ ولی کارواژه‌های ساده هر زبان، چشمه‌های زاینده واژگان آن زبان است، زیرا از هر کارواژه ساده چندین واژه می‌توان برگرفت. ببینید از کارواژه‌های «ساختن»، چند واژه می‌توان ساخت؛ ساز، ساززن، سازنده، سازندگی، سازش، سازشکار، سازکار، سازگار، سازمند، سازمان، سازمانده، سازور، سازوار، سازوبرگ، سازه، سازیدن، ساخت، ساختار، ساختگی، ساختمان و آهنگساز.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز