الک کردن
مترادفها
صاف کردن، ریز کردن
متضادها
مخلوط کردن
لغت نامه دهخدا
الک کردن. [ اَ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیختن. از الک گذراندن چیزی. رجوع به «الک » و کارآموزی داروسازی ص 42 شود.
فرهنگ فارسی
بیختن. از الک گذارندن چیزی
فرهنگستان زبان و ادب
{screening} [علوم و فنّاوری غذا] بیختن آرد برای جدا کردن ذرات خارجی بزرگ ترازحدمطلوب از آن
ویکی واژه
بیختن آرد برای جدا کردن ذرات خارجی بزرگترازحدمطلوب از آن.
جمله سازی با الک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بطور کلی روشهای الک کردن در سه دسته کلی زیر طبقهبندی میگردد.
💡 ملوک عرب به ناشناخت بیرون آمدندی و نظر بر حال ممالک کردندی تا اگر منکری را دیدندی بگردانیدندی، و همچنین کسان به تفحّص به محلّتها و دیهها برگماشتند تا اگر بیدادی بر ضعیفی رود از آن اعلام کنند.