اختلال ساختگی
مترادفها
آشفتگی مصنوعی، نقص ساختاری مصنوعی
متضادها
نظم واقعی، نظم طبیعی
فرهنگستان زبان و ادب
{factitious disorder} [روان شناسی] تولید عمدی علائم یا نشانه های جسمی یا روانی یا تظاهر به داشتن آنها که در آن هدف فرد اتخاذ نقش بیمار است بدون انگیزه های بیرونی نظیر نفع مادی یا شانه خالی کردن از مسئولیت های قانونی
ویکی واژه
تولید عمدی علائم یا نشانههای جسمی یا روانی یا تظاهر به داشتن آنها که در آن هدف فرد اتخاذ نقش بیمار است بدون انگیزههای بیرونی نظیر نفع مادی یا شانه خالی کردن از مسئولیتهای قانونی.
جمله سازی با اختلال ساختگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اختلال ساختگی وضعیتی است که در آن فرد، بدون انگیزه تمارض، با ایجاد عمدی، تظاهر یا اغراق علائم، صرفاً برای رسیدن به نقش بیمار (برای خود یا دیگران)، به گونهای رفتار میکند که گویی بیماری دارد. افراد مبتلا به اختلال ساختگی ممکن است با آلوده کردن نمونههای ادرار، مصرف مواد توهم زا، تزریق مواد دفعی جهت ایجاد آبسه و رفتارهای مشابه علائم بیماریزا ایجاد کنند.