لغت نامه دهخدا
( اخافة ) اخافة. [ اِ ف َ ] ( ع مص ) ترسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). تخویف. ترعیب. || گردانیدن کسی را بحالی که بترسند از وی مردم. || به خیف مِنا شدن.( تاج المصادر ). بمسجد خیف مِنی رفتن: اخاف َ؛ آمد به خیف مِنی و فروکش شد در آن و کذلک اَخْیَف َ، علی التصحیح. ( منتهی الارب ). || اخاف السیل القوم؛ فروکش گردانید توجبه قوم را بخیف. ( منتهی الارب ).