سکج

لغت نامه دهخدا

سکج. [ س َ ک ِ ] ( اِ ) مویز را گویند و آن انگوری باشد که در آفتاب یا سایه خشک سازند. ( برهان ).مویز. ( انجمن آرا ) ( اوبهی ) ( جهانگیری ):
همچو انگور آبدار بدی
نون شدی چون سکج ز پیری خشک.لبیبی.در جوانی پیر گشتم از جفای روزگار
همچو انگوری که اندر غورگی گردد سکج.شهاب الدین.

فرهنگ معین

(سَ کَ ) (اِ. ) مویز، انگور خشک کرده.

فرهنگ عمید

= مویز: همچو انگور آبدار بدی / نون شدی چون سکج ز پیری خشک (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۶ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) انگوری که در آفتاب یا سایه خشک کرده باشند مویز.

ویکی واژه

مویز، انگور خشک کرده.

جمله سازی با سکج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو انگور آبدار بدی نون شدی چون سکج ز پیری خشک

💡 جیب ففسن ریبده را بخیهٔ خمی سکجاست تکمهٔ اشک شبنم ست بند سحر قبای ما

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز