رویین خم
مترادفها
زیبا، خوشچهره، زیباروی
لغت نامه دهخدا
رویین خم. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) رویینه خم. کوس و دمامه و نقاره بزرگ. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). کوس. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ). دمامه. کوس. ( شرفنامه منیری ):
ناله کرنای و رویین خم
در جگر کرده زهره ها را گم.نظامی.ز فریاد رویین خم از پشت پیل
نفیر نهنگان برآمد ز نیل.نظامی.
فرهنگ معین
(خُ ) (اِمر. ) ۱ - کوس. ۲ - نوعی شیپور بزرگ و خمیده.
فرهنگ عمید
۱. کوس، دهل، رویینه طاس: چو بشنید گفتار او پیل سم / بغرید مانند رویینه خم (فردوسی: ۲/۱۱۱ حاشیه ).
۲. نوعی شیپور بزرگ و خمیده
فرهنگ فارسی
( اسم ) نقاره بزرگ کوس.
کوس، دهل، رویینه، نوعی شیپوربزرگ وخمیده
ویکی واژه
کوس.
نوعی شیپور بزرگ و خمیده.
جمله سازی با رویین خم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گوش گردون گفتی که زیبق افکندند ز بسکه نعرهٔ رویین خم و نفیر آمد
💡 چو خورشید از دم کژدم برامد ز عالم بانگ رویین خم برامد