رصین. [ رَ ] ( ع ص ) محکم. ( قاموس کتاب مقدس ). محکم و برجای. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). محکم و استوار و پابرجای. ( یادداشت مؤلف ). || جزیل. استوار. مقابل رکیک: کلام رصین. ( فرهنگ فارسی معین ). استوار ( در سخن ). ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || مرد مهربان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ستیهنده در حاجت یار خود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || دردناک، گویند: هو رصین الجوف؛ یعنی دردناک شکم است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). دردناک و رنج آور. ( از اقرب الموارد ). رصین الجوف؛ دردناک شکم. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) هر یک از دو استخوان در دو طرف استخوان سر زانوی اسب پیوسته، و آن دو را رصینا الفرس گویند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). دو استخوان است در دو طرف استخوان سر زانوی اسب پیوسته. ( آنندراج ).
رصین. [ رَ ] ( اِخ ) یکی از سلاطین ارام، واو همان است که بر ضد یوتام اعلان جنگ کرد و اورشلیم را در ایام آحاز محاصره نمود. ( قاموس کتاب مقدس ).
(رَ ) [ ع. ] (ص. ) محکم، پابرجا.
ویژگی سخن محکم و استوار.
( صفت ) ۱ - محکم پابرجا استوار. ۲ - جزیل استوار مقابل رکیک کلام رصین.
یکی از سلاطین ارام و او همان است که بر ضد یوتام اعلان جنگ کرد و اورشلیم را در ایام آحاز محاصره نمود
محکم، پابرجا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ ای سننزل علیک قَوْلًا ثَقِیلًا یعنی القرآن فالقرآن رزین کریم رصین، لیس بهزل و لا سفساف، له وزن و خطر فی صحّته و بیانه کما یقال: هذا قول له وزن و خطر. قال جعفر: ما ثقله فی تلاوته انّما ثقله فی العمل به. و قیل: ثقله بالأمر و النّهی و الحدود و الاحکام. و قیل: ثقیلا لثقله فی المیزان یوم الحساب.
💡 رَصِین پادشاه آرام، و قَفَح بن رَمَلیا، پادشاه اسرائیل، به اورشلیم برای جنگ برآمده، احاز را محاصره کردند، اما نتوانستند غالب آیند. احاز رسولی به نزد تیگلات پیلسر سوم -پادشاه آشور- فرستاده، گفت: من بندهٔ تو و پسر تو هستم و از او در برابر دشمنانش طلب یاری نمود. پس پادشاه آشور، خواسته وی را اجابت نمود و پادشاه آشور به دمشق برآمده، آن را گرفت و اهل آن را به قیر به اسیری برد و رصین را به قتل رساند.
💡 کرده بنیادش ز فولاد رصین جمله درها و شباکش آهنین