راه بریدن

لغت نامه دهخدا

راه بریدن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) ره بریدن. سفر کردن. سیر نمودن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). طی کردن راه. ( فرهنگ نظام ). قطع مسافت کردن. ( یادداشت مؤلف ):
نهادند بر نامه بر مهر شاه
هیونی بیاورد و ببریدراه.فردوسی.بهر چه همی بری راهی که درو نیست
آسایش را روی نه در خواب و نه در خور.ناصرخسرو.چو خواهی بریدن بشب راهها
حذر کن نخست از کمینگاهها.( بوستان ).راهی که مرغ عقل بیک سال میبرد
در یک نفس جنون سبکبال میبرد.صائب تبریزی ( از بهار عجم ).بیابان حرم را طی بپا کردم خطا کردم
بسر باید بریدن راه کوی دلربایان را.دانش ( از بهار عجم ).چون قدمی چند بریدند راه
گشت نگه غرقه بحر از شناه.طاهر وحید ( از بهار عجم ). || مانع شدن کاروان را از عبور ازجاده. ( ناظم الاطباء ). || راهزنی کردن. ( فرهنگ نظام ). دزدی کردن در راه کاروان رو. قطع طریق. ( یادداشت مؤلف ). راه زدن. سرقت در راهها. ( یادداشت مؤلف ).
- راه بریدن بر کسی؛مانع عبور او شدن با تهدید قتال و جدال. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(بُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - راه پیمودن. ۲ - دزدی از مسافران، راهزنی.

ویکی واژه

راه پیمودن.
دزدی از مسافران، راهزنی.

جمله سازی با راه بریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمینی که توان رو به قفا کرد سفر به عصا راه بریدن اثر بینایی است

💡 شوق لباس کعبه چو عریان کند مرا ذوقی به ذوق راه بریدن نمی‌رسد

💡 بر من چه ملامت اگرم طاقتِ آن نیست کز کوی تو باید به سفر راه بریدن

💡 تا با جگر تشنه توان راه بریدن مردانه سر از روزن خورشید به در کن

💡 راه بیراه بریدن روش اهل دلست گام بی‌گام نهادن سفر مردانست

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز