دوزبانی
مترادفها
دو زبانی
متضادها
تکزبانی
لغت نامه دهخدا
دوزبانی. [ دُ زَ ] ( حامص مرکب ) دارای دو زبان بودن. || منافقی و ریاکاری و نفاق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دوزبان شود.
فرهنگ فارسی
دارای دو زبان بودن.
جمله سازی با دوزبانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خود دهدت دل کله ئی، نقش چو من یکدله ئی اینت دوروئی، دوزبانی، دو هوائی که توئی
💡 هر که بر وی دوزبانی کرد چون پرگار و کلک و آنکه در صدرش دورویی کرد چون تیغ و تبر
💡 از هیچکس، بجز دوزبانی ندیده ایم خلق زمانه را همه گویی زبان یکیست
💡 تسلط بر مهارت دوزبانی در دنیای امروز برای ورود به بازار کار بینالمللی و ارتباط با فرهنگهای مختلف بسیار ضروری و حیاتی است.
💡 سیستم آموزشی جدید تلاش میکند تا با تقویت توانایی دوزبانی در دانشآموزان، زمینه رشد فکری و فرهنگی آنها را فراهم سازد.
💡 توانایی دوزبانی به افراد اجازه میدهد تا بدون محدودیت، از منابع علمی نوشته شده به زبانهای دیگر برای یادگیری استفاده کنند.