دوزبانی

لغت نامه دهخدا

دوزبانی. [ دُ زَ ] ( حامص مرکب ) دارای دو زبان بودن. || منافقی و ریاکاری و نفاق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دوزبان شود.

فرهنگ فارسی

دارای دو زبان بودن.

جمله سازی با دوزبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود دهدت دل کله ئی، نقش چو من یکدله ئی اینت دوروئی، دوزبانی، دو هوائی که توئی

💡 هر که بر وی دوزبانی کرد چون پرگار و کلک و آنکه در صدرش دورویی کرد چون تیغ و تبر

💡 از هیچکس، بجز دوزبانی ندیده ایم خلق زمانه را همه گویی زبان یکیست

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز