ثابت بنیادی
مترادفها
اصل بنیادی، قاعده اصلی
فرهنگستان زبان و ادب
{fundamental constant} [فیزیک] هریک از ثابت های فیزیکی که زاییدۀ نظریه های بنیادی فیزیک اند و به طور تجربی تعیین می شوند
دانشنامه آزاد فارسی
ثابِتِ بُنیادی (fundamental constant)
کمیتی فیزیکی که در همۀ شرایط و در سراسر عالم مقدار ثابتی داشته باشد. بار الکتریکی۱ الکترون، سرعت نور۲، ثابت پلانک۳، و ثابت گرانش۴، از آن جمله اند.electric chargespeed of lightplanck’s constantgravitational constant
ویکی واژه
هریک از ثابتهای فیزیکی که زاییدۀ نظریههای بنیادی فیزیکاند و بهطور تجربی تعیین میشوند.
جمله سازی با ثابت بنیادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اتحاد اویلر اغلب به عنوان نمونهای از زیبایی عمیق ریاضی ذکر میشود. در آن سه تا از اعمال حسابی پایه دقیقاً یک بار روی میدهند: جمع، ضرب و توان. این اتحاد همچنین پنج ثابت بنیادین ریاضی را به هم پیوند میدهد:
💡 سرعت نور در خلاء یکی از مهمترین و شناختهشدهترین ثابت بنیادی در فیزیک کلاسیک و نسبیت است که پایه و اساس قوانین جهان محسوب میشود.
💡 برای محاسبات دقیق در مکانیک کوانتومی، دانشمندان باید از مقادیر دقیق ثابت بنیادی مربوط به پلانک استفاده کنند تا نتایج تجربی درست به دست آید.
💡 در نظریات جدید فیزیک، تلاش برای یافتن یک ثابت بنیادی واحد که تمام نیروهای طبیعت را به هم پیوند دهد، همچنان یکی از بزرگترین چالشهاست.