تکروی
مترادفها
تکروی، انفراد
متضادها
همکاری، جمعگرایی
لغت نامه دهخدا
تکروی. [ ت َ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل تکرو. و رجوع به تکرو شود.
فرهنگ فارسی
عمل تکرو
فرهنگستان زبان و ادب
{unilateralism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تمایل یک دولت به اتخاذ و اِعمال سیاست خارجی کشور بدون هماهنگی با دیگران حتی هم پیمانان خود
ویکی واژه
تمایل یک دولت به اتخاذ و اِعمال سیاست خارجی کشور بدون هماهنگی با دیگران حتی همپیمانان خود.
جمله سازی با تکروی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احساسات مردم وقتی میتواند یک نیروی مؤثر باشد که به وسیله احزاب تشکل یافته، افراد در یک چارچوب محکم مرامی به هم پیوسته و حرکتشان در یک زمان و با هم انجام بگیرد و به واسطه تبلیغات هیجانها دوام پیدا کند. … (کمی تجربه، جاه طلبی و گاهی فساد) همواره یک نوع بدبینی «مزمن» نسبت به حزب وجود دارد که بیشتر از خوی تکروی و پرورش خودمحوری ما ایرانیان سرچشمه میگیرد. این بدبینی تا به امروز مانع شدهاست که حزب بزرگی برای مدت طولانی به وجود آید…
💡 در جوامع سنتی تنها بدیلی که برای جمعگرایی شناخته و تصور میشود خودپرستی، یا به زبان آشناتر «تکروی» است. تکروی البته مفهومی متفاوت از فردیت است؛ «فردیت» قبول این امر است که فرد دارایِ کرامت، حیطه شخصی و حقوق اساسی است. درحالی که «تکروی» به رسمیت شناختن این حقوق تنها برای خود (یا در نهایت نزدیکان خود) است و سلب آن از دیگرانی که معمولاً به چشم «رقیب» دیده میشوند.