تضرم

لغت نامه دهخدا

تضرم. [ ت َ ض َرْ رُ ] ( ع مص ) زبانه زدن آتش. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). افروخته شدن آتش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || خشم گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). برافروخته شدن از خشم.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خشم گرفتن. ( آنندراج ).برافروخته شدن از خشم بر کسی. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ضَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - شعله ور شدن آتش. ۲ - برافروخته شدن از خشم.

فرهنگ عمید

۱. شعله ور شدن آتش.
۲. برافروخته شدن از خشم.

فرهنگ فارسی

زبانه زدن آتش. یا خشم گرفتن

ویکی واژه

شعله ور شدن آتش.
برافروخته شدن از خشم.

جمله سازی با تضرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ا لم یأن للهجران ان یتصرما و للعود غصن البان ان یتضرما

💡 چه که هم تو زخمی و مرهمی، به وجود محتضرم همی، چه خوش است زآمدنت دمی، خبری به محتضری رسد

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز