بدزهره

لغت نامه دهخدا

بدزهره. [ ب َ زَ رَ/ رِ ] ( ص مرکب ) بددل و ترسنده و واهمه ناک. ( برهان قاطع ). ترسنده و کم جرأت. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). ترسناک. ( غیاث اللغات ). کم دل. جبون. ترسو:
سرانداز اگر عاشق صادقی
تو بدزهره بر خویشتن عاشقی.سعدی ( بوستان ).خُرد مبین دشمن بدزهره را
آب ده از زهره او دهره را.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(بَ زَ رِ ) (ص مر. )ترسو، بددل.

فرهنگ عمید

بددل، ترسو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ترسو بد دل کم جرات.

ویکی واژه

ترسو، بددل.

جمله سازی با بدزهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میرزا جعفر اگر چه غردل و بدزهره بود و از فر فرهنگ، و شرم دیده، و آزرم گوهر، و دیگر منش ها، که ستوده هوشمندان است بی بهره، ولی دو خواست و خوی پسندیده داشت، که دامن بر آن نتوان پوشید و آستین افشاند: نخست پارچه نانی که بر خوان وی بود از پارسا تا سایه پرست بازنداشتن. دویم پاسداری و پرستاری یاران را در بیماری و گرفتاری کار جامگی خواران کردی.اگر پاداش این دو منش و پاس این دو روش را با کسانش رای تیاقداری آرند، و به گاز و گزند و زنجیر و بند این و آن، ویژه ابراهیم که بزرگ دشمنی خانگی است و با همه خویشی در جهان بیگانگی، باز نگذارند، کاری نیک و به جای خود خواهد بود، و هر خداوند دانش و دیدی برون از یاساس هوش و خرد نخواهد دید، خواهنده سنگین خواست او مائیم، و بند و مرز گران ارزش از در داد و ستد آن ماست. تا تن را تاب فرو داشت باشد و روان را نیروی درنگ دست بدان نخواهم سود، و پای در آن نخواهم هشت. دیگران را نیز به هر دست و دستوری که دانم و توانم از آویز و آزار آنان دست فرا پیش خواهم باخت و چنگ در راه... خواهم ریخت.

💡 سر انداز در عاشقی صادق است که بدزهره بر خویشتن عاشق است

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز