لغت نامه دهخدا
افکانه. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( ص، اِ ) همان آفگانه یعنی بچه نارسیده که از شکم انسان و حیوان دیگر بیفتد. افگانه. رجوع به آفگانه و افگانه شود.
افکانه. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( ص، اِ ) همان آفگانه یعنی بچه نارسیده که از شکم انسان و حیوان دیگر بیفتد. افگانه. رجوع به آفگانه و افگانه شود.
همان آفگانه یعنی بچه نارسیده که از شکم انسان و حیوان دیگر بیفتد.
{abortus} [علوم سلامت] جنین یا رویان با وزن کمتر از 500 گرم یا با سن جنینی کمتر از 20 هفتۀ کامل که از زهدان خارج شده باشد
جنین یا رویان با وزن کمتر از 500 گرم یا با سن جنینی کمتر از 20 هفتۀ کامل که از زهدان خارج شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مادر نحل که افکانه کند هر سحرش چون شفق خون شده زهدان به خراسان یابم
💡 هیبتش چون بانگ بر عالم زد افکانه شود هر شکم کز حادثات دهر باشد حامله