اذهاب

لغت نامه دهخدا

اذهاب. [ اِ ]( ع مص ) بردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ببردن. بُردن کسی را. || دور گردانیدن او را. ( منتهی الارب ). || بُبر کردن. ( ؟ ) ( زوزنی ). || زراندود کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). زراندود کردن از بیرون. ( غیاث ). || روان کردن. ( غیاث ).
اذهاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ ذَهَب. زرها. || زرده های تخم مرغ. || پیمانه های خاص اهل یَمن. ج، اَذاهِب، اذاهیب.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - بردن، دور کردن. ۲ - جاری ساختن. ۳ - زراندود کردن.

فرهنگ عمید

= ذهب

فرهنگ فارسی

بردن، بردن کسی راودورکردن، زراندود کردن، جمع ذهب به معنی زر، طلا
( مصدر ) ۱ - بردن کسی را بردن کسی را دور گردانیدن. ۲ - روان کردن. ۳ - زراندود کردن.
زرها زرده های تخم مرغ

ویکی واژه

بردن، دور کردن.
جاری ساختن.
زراندود کردن.

جمله سازی با اذهاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ فیه قولان: احدهما ان یشأ یفنکم و یأت بقوم آخرین اطوع للَّه منکم، و الثانی یفن عالمکم و انواعکم و یأت بعالم آخر سوی ما یعرفون، وَ ما ذلِکَ الاذهاب و الإتیان عَلَی اللَّهِ بِعَزِیزٍ ای منیع صعب.

💡 فقال تعالی: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ، یعنی من آمن باللّه و رسله و اطاع اللَّه فیما امره به فان اللَّه مع غناه عنه و عن اعماله یکافیه علی اعماله بتکفیر السیّئات. و التکفیر اذهاب السیئة و ابطالها بالحسنة ثم یتفضّل علیه بالثواب فذلک قوله: وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ، یعنی باحسن اعمالهم و هو طاعة اللَّه و اداء الفرائض. و قیل معناه: و لنعطینّهم اکثر ما عملوا و احسن، ای بالواحد عشر او بالواحد سبعین، کما قال تعالی: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها و انّما قال أَحْسَنَ لانّ المباحات من الحسنات و لا یثاب علیها.

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز