( آگنج ) آگنج. [ گ َ ] ( اِ ) امعاء سطبر گوسفند و مانند آن بگوشت آکنده:
عصیب و گرده برون کن تو زود و برهم کوب
جگر بیازن و آگنج را بسامان کن
وز این همه که بگفتم نصیب روز بزرگ
غدود و زهره و سرگین و خون و فوکان کن.کسائی.چرغند، رونج، ارونج، مالکانه، شاه لوت، زونج، جگرآکند، عصیب، سختو، سغدو، چرب روده، مبار، جهودانه، غازی، لکانه، ولوالی، زناج، اکامه، گاشاک، کدک مترادفات یا انواع آن است. || ( ن مف مرخم ) آگند. در کلمات مرکبه، انباشته و پرکرده، چون جگرآگنج به معنی جگرآکند:
چون لنگ خر مرده آن جعد پرآفت ( کذا )
چون روده ناشسته با روی گه آگنج.سیف اسفرنگ.
( آگنج ) (گَ ) ۱ - (ص مف. ) در ترکیب با کلمات معنی انباشته و پر کرده می دهد: جگر آگنج. ۲ - ( اِ. ) رودة گوسفند آکنده از گوشت پخته یا خوراکی های دیگر.
( آگنج ) ۱. رودۀ گوسفند آکنده از گوشت پخته یا خوراکی دیگر.
۲. (صفت ) پرکرده، انباشته (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): جگرآگنج.
( آگنج ) ۱ - ( صفت ) در کلمات مرکب بمعنی انباشته و پر کرده آید: جگر آگنج ( جگر آکند ) ۲- ( اسم ) رود. ستبر گوسفند که از گوشت پخته یا خوراکهای دیگر آگنده باشد جگر آگند جرغند.
امعائ سطبر گوسفند
(قدیم): امعای گوسفند و خوارکی که از آن تهیه میکنند.
(قدیم): روده گوسفند آکنده از گوشت پخته یا خوراکیهای دیگر.
در ترکیب با کلمات معنی انباشته و پر کرده میدهد: جگر آگن.