لغت نامه دهخدا
( آتشبان ) آتشبان. [ ت َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سادن آتشکده. || شیطان و دیو. || مالک دوزخ. زبنیة ( مفرد زبانیة ).
( آتشبان ) آتشبان. [ ت َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سادن آتشکده. || شیطان و دیو. || مالک دوزخ. زبنیة ( مفرد زبانیة ).
( آتشبان ) ( ~. ) (ص مر. ) ۱ - نگهبان آتشکده. ۲ - مالک دوزخ.
( آتشبان ) نگهبان آتشکده.
اسم: آتشبان (پسر) (فارسی)
معنی: محافظ آتش، نگهبان آتشکده های زردشتی
آتشبان
نگهبان آتشکده؛ مالک دوزخ.
💡 قوله تعالی: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا اللَّه یار ایشانست که بگرویدند یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ ایشان را میبیرون آرد از تاریکیها بروشنایی وَ الَّذِینَ کَفَرُوا و ایشان که کافر شدند أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یاران ایشان معبودان باطل یُخْرِجُونَهُمْ ایشان را میبیرون آرند مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ از روشنایی بتاریکیها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ ایشان اند که آتشباناند هُمْ فِیها خالِدُونَ (۲۵۷) ایشان در آن دوزخ جاویدانند.