لغت نامه دهخدا
شب چره. [ ش َ چ َ رَ / رِ ] ( اِمص مرکب )شب چر. بردن حیوانات در شب به چرا کردن. ( فرهنگ نظام ). چرا کردن حیوانات را گویند در شب. ( برهان ). چرای ستور در شب. ( ناظم الاطباء ). چرای شبانه:
گرگ آمده ست گرسنه و دشت پربره
افتاده دررمه رمه رفته به شب چره.ناصرخسرو.|| ( نف مرکب ) حیوانی که در شب میچرد. ( فرهنگ نظام ). || ( اِ مرکب ) نقل و میوه خشک را گویند که مردم در هنگام شب نشینی خورند. ( برهان قاطع ). میوه وآجیل و غیر آنها که در شب نشینی خورده می شود. ( فرهنگ نظام ). آجیل و نقل و میوه های گوناگون که در هنگام شب نشینی و پس از طعام خورند و پشخوره نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). شبچر.