ویکی واژه
چیزی را بد جلوه دادن
نمونه: «بیشتر ایرادهای گرفته شده تنها سیاهنمایی است.»
بدگویی، کمارزش سازی
چیزی را بد جلوه دادن
نمونه: «بیشتر ایرادهای گرفته شده تنها سیاهنمایی است.»
بدگویی، کمارزش سازی
💡 فیلم آرگو بازتابهای گوناگونی در جامعه ایرانی داشتهاست. بعضی از تماشاگران ایرانی آرگو، فیلم را دارای نگاهی مثبت و پیامی برای صلح میان ایران و آمریکا میدانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند که سازندگان این فیلم سیاهنمایی کردهاند و تصویر درستی از ایران و ایرانی ارائه ندادهاند.
💡 بهائیستیزی ستیز با دین بهائیت و بهائیان به شکلهای گوناگون و با اِعمال تبعیض، سیاهنمایی، کینهتوزی، پیشداوری، نفرتپراکنی از راه رسانه، حبس، تبعید، آزار و شکنجهٔ جسمی و روانی و نیز کشتار است.