سیاهی ده

لغت نامه دهخدا

سیاهی ده. [ دِه ْ ] ( نف مرکب ) شرمنده ساز. ( از فرهنگ رشیدی ). شرمنده کن و خجل ساز یعنی شخصی که مردم را در گفتگو شرمنده و خجل سازد. ( برهان ) ( آنندراج ). || طاقت ده. || آرایش ده. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || خلافت ده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه ) ( ناظم الاطباء ):
سیاهی ده خال عباسیان
سپیدی بر چشم شماسیان.نظامی ( از شرفنامه ).

فرهنگ معین

(دِ ) (ص فا. ) خجل سازنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - شخص که مردم را در گفتگو خجل کند شرمنده کننده خجل سازنده. ۲ - آرایش دهنده.
شرمنده ساز شرمنده کن و خجل ساز یعنی شخصی که مردم را در گفتگو شرمنده و خجل سازد

ویکی واژه

خجل سازنده.

جمله سازی با سیاهی ده

💡 دل سیاهی دهند و رخ زردی بهل این سبز و سرخ، اگر مردی

💡 دل سیاهی دهند و رخ زردی بهل این سرخ و سبز اگر مردی

💡 تلاش نام داری چون نگین تن در سیاهی ده که این داغ از جبین نامداران برنمی خیزد

💡 ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز وی شب شب وصل است دژم باش و دراز

💡 دل چو سیاهی دهد، رنگْ گواهی دهد عکس برون می‌زند، گرچه تو در پرده‌ای

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز