لغت نامه دهخدا
سنگفرش. [ س َ ف َ ] ( ص مرکب ) زمینی که روی آنرا با سنگ مفروش کرده باشند. ( فرهنگ فارسی معین ).
سنگفرش. [ س َ ف َ ] ( ص مرکب ) زمینی که روی آنرا با سنگ مفروش کرده باشند. ( فرهنگ فارسی معین ).
(سَ نْ. فَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) زمینی که روی آن را با سنگ مفروش کرده باشند.
زمین یا خیابان و کوچه که در کف آن تکه های سنگ را پهلوی هم چیده و هموار کرده باشند.
زمین یاخیابان وکوچه که درکف آن تکه های سنگ است
( صفت ) زمینی که روی آن را با سنگ مفروش کرده باشند.
سنگ فرش (pediment)
سطح فرسایشی وسیع و دارای شیب ملایمی در قاعدۀ کوهستان، حاصل از فرسایش و عقب نشینی. سنگ فرش ها از سنگ بستر تشکیل و با لایۀ نازکی از رسوبی با نامِ آبرفت پوشیده شده اند که حاصل فرسایش کوهستان است.
selciato
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سازگاری سلولی: آتروفی • هیپرتروفی • هیپرپلازی • دیسپلازی • متاپلازی (سنگفرشی، غدهای)
💡 تشخیص آمبولی مایع آمنیوتیک زمانی مطرح میشود که تمام علل دیگر حذف شدهاند. وجود سلولهای سنگفرشی جنین یا سایر بافتهای جنینی، از جمله مکونیم، پس از این حاملگی در مادران دیده میشود. تشخیص نیز بر اساس علائم و نشانههای مشاهده شده در فرایند زایمان است.
💡 کانالهای آب کم عمق، فرورفته در وسط مسیرهای سنگفرش برجسته، با مخازن و آبشارهای متناوب، باغ را به چهار قسمت مساوی تقسیم میکرد. آنها فقط اندکی از باغچه گلکاری بیرون آمدهاند که میتوانند به باغ گل تبدیل شوند. فضایی برای گیاهان و درختان بزرگ فقط در مجاورت دیوارهای محصور در نظر گرفته شده است و مقبره کاملاً برای مشاهده بازمیماند.