سلسلش

مترادف‌ها

زنجیره‌اش، سلسله‌اش

ویکی واژه

سلسلش (جمع سلسلش‌ها)
اسم فرایند سلسلیدن (سلسله‌بندی کردن): سلسلش یکی از اصل‌های اساسی شی‌گرایی است.

جمله سازی با سلسلش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنکو بشکر خنده ی شیرین قندست در زلف مسلسلش دلم پیوندست

💡 پایان زلف جعد پریشان سرش ندید چندانک دور کرد دل اندر تسلسلش

💡 عاطر به عنبرینه زلف مسلسلش مشک ختا که نافه ی آهوش مسکن است

💡 دورش مدام باد به بزم طرب چنان کافتد ازان گمان جواز تسلسلش

💡 آن دلبری که عارض و زلف مسلسلش بشکست نرخ سنبل و بازار یاسمن

💡 می رفت، ولی از آب چشمم زنجیر مسلسلش به پا بود

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران