لغت نامه دهخدا
سلامتیان. [ س َ م َ ] ( اِخ ) طایفه ای که ظاهر و باطنشان آراسته به صلاح و تقوی است:
جرعه ریزند بر سلامتیان
که صبوح از نهان کنند همه.خاقانی.
سلامتیان. [ س َ م َ ] ( اِخ ) طایفه ای که ظاهر و باطنشان آراسته به صلاح و تقوی است:
جرعه ریزند بر سلامتیان
که صبوح از نهان کنند همه.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جرعه ریزند بر سلامتیان که صبوح از نهان کنند همه
💡 معزی پیشتر نیز هدایت هواپیمای شاه را به قصد مراکش بر عهده داشت. فردای آن روز کانال دو تلویزیون فرانسه بنیصدر را نشان داد در حالی که سبیلش را تراشیده و در کنار مسعود رجوی، سلامتیان و معزی ایستاده بود.
💡 معذورید که شما را سر و کار با عشق نبوده است. شما خشک زاهدان صومعه نشین حظایر قدساید از گرم روان خرابات عشق چه خبر دارید سلامتیان را از ذوق حلاوت ملامتیان چه چاشنی؟
💡 طاقتش برسید و صبرش برمید، زندان بجنب سرای وی بود، برخاست ببام زندان بر آمد با دلی آشفته و جگری سوخته، زندان بان را گفت: سوزم بغایت رسید، چکنم؟ خواهم که آواز یوسف بشنوم و این دل خسته را مرهمی برنهم، آری شغل دوستی شغلی صعب است و زخمی بی محابا، آتشی بی دود و زیانی بی سود! مستوران را مشهور کند! مقبولان را مهجور کند! عزیزان را خوار کند! پادشاهان را اسیر کند! سلامتیان را ملامتی کند!