لغت نامه دهخدا
سلاخی. [ س َل ْ لا ] ( حامص ) پوست برکندن بزیادت «یای » مصدری بر سلاخ. ( غیاث )( آنندراج ). || شغل سلاخ. ( ناظم الاطباء ).
سلاخی. [ س َل ْ لا ] ( حامص ) پوست برکندن بزیادت «یای » مصدری بر سلاخ. ( غیاث )( آنندراج ). || شغل سلاخ. ( ناظم الاطباء ).
[علوم و فنّاوری غذا] ← کشتار
سلاخی (فیلم ۱۹۹۸). سلاخی ( به هندی: Salaakhen ) فیلمی است محصول سال ۱۹۹۸ و به کارگردانی گودو دانوآ است. در این فیلم بازیگرانی همچون سانی دئول، راوینا تاندون، انوپم کهیر، فریده جلال، آمریش پوری، دون ورما، مانیشا کویرالا ایفای نقش کرده اند.
macello
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عابد انگیز سلاخی آمیز از این عبادت بهتر چه کار است؟
💡 قصاص سلخ امروز ار ز من پرسند در فردا من و تشبیب سلاخی و آن صحرای... به
💡 «در حالی که ما سربازان ترکیه را با شمشیرهای از نیام کشیده در حال رژه میدیدیم، ناگهان مسیر خود را به سمت انبوه جمعیت تغییر دادند و مانند حیواناتی که در گله گوسفند هستند گم شدیم، بسیاری از آن جمعیت کشته و زخمی شدند و برخی هنوز تحت تأثیر زخم شمشیرهای خونین صحرای رأس العین قرار دارند، آنها این مکان را برای قتلعام و سلاخی برگزیده بودند، تا هرکس به آن تبعیدگاه فرستاده شد، کشته شود»
💡 تو سلاخی و کارت کندن پوست به حکم فطرت اینت شیمه و خوست
💡 میمیرم از انتظار کی خواهی کرد سلاخی گوسفند قربانی خویش