سفرنگ

لغت نامه دهخدا

سفرنگ. [ س َ رَ] ( اِ ) معانی وشرح که بر کلام خدا نویسند. ( برهان ) ( آنندراج ). تفسیر بر کلام خالق یا خلق. ( آنندراج ). این لغت دساتیری است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 252 شود.

فرهنگ فارسی

معانی و شرح که بر کلام خدا نویسند. تفسیر بر کلام خالق یا خلق.

جمله سازی با سفرنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مبارزت همه گر سیف اسفرنگ بود نیامده فکند اسپر و بدزدد یال

💡 یک سفرنگ با تجربه همیشه سعی می‌کند با فرهنگ‌های مختلف آشنا شود و از طریق گفتگو با مردم محلی، دانش خود را گسترش دهد.

💡 نوشته‌های یک سفرنگ مشهور می‌تواند به گردشگران کمک کند تا پیش از سفر، با موقعیت‌های جغرافیایی و آداب و رسوم آن منطقه آشنا شوند.

💡 سفرنگ برای ثبت خاطرات و تجربیات خود، معمولاً از دوربین عکاسی و دفترچه‌های یادداشت برای ثبت جزئیات دقیق سفرهای طولانی‌اش استفاده می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران