سر باز زدن

سر باز زدن در زبان فارسی، کنشی فراتر از یک نه ساده است؛ این اصطلاح نمایانگر امتناع، خودداری، یا سرپیچی از انجام وظیفه‌ای است که از فرد انتظار می‌رود. این امتناع می‌تواند ریشه در عدم تمایل، ناتوانی، یا حتی مخالفت داشته باشد. کاربردهای گوناگون این اصطلاح عبارتند از: شایع‌ترین کاربرد، به معنای نپذیرفتن مسئولیت یا تکلیفی است که بر عهده فرد گذاشته شده. نشان‌دهنده بی‌میلی یا امتناع از انجام یک کار مشخص یا مشارکت در یک پروژه است. به معنای نافرمانی، تخطی از دستورات مافوق، یا عدم تبعیت از قوانین است. در برخی موارد، به معنای رهایی یافتن از دست فرد مزاحم یا درخواست‌های مکرر کمک است. در مجموع، سر باز زدن اصطلاحی جامع است که طیف وسیعی از امتناع، خودداری، و سرپیچی را در بر می‌گیرد.

مترادف‌ها

طفره رفتن، خودداری کردن، اجتناب کردن، امتناع کردن

متضادها

پذیرفتن، موافقت کردن، روبرو شدن

لغت نامه دهخدا

سر باززدن. [ س َ بازْ، زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن. ( آنندراج ). ابا کردن. امتناع کردن. نافرمانی کردن. جموح. جماح. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ): پس اگر روزی چند صبر باید کرد... عاقل از آن چگونه سر باززند. ( کلیله و دمنه ). شنیدم که سر از فرمان ملک باززد. ( سعدی ). سر از موافقت باززدم. ( سعدی ).

فرهنگ فارسی

سروازدن، سرتافتن، نافرمانی، سرپیچی کردن، ابا

ویکی واژه

نافرمانی کردن، تمرد، سرکشی، طغیان.

جمله سازی با سر باز زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر پروژه به دلیل فشارهای زیاد، مدام از پاسخگویی در مورد علت تأخیر در تکمیل مراحل اصلی ساخت‌وساز سر باز می‌زد.

💡 او سعی داشت با تغییر موضوع بحث، از پاسخ دادن به سوالات حساس خبرنگاران در مورد مسائل اقتصادی کشور، سر باز بزند.

💡 هرگاه از او می‌خواستند در کارهای داوطلبانه مشارکت کند، با آوردن بهانه‌های مختلف سعی می‌کرد از انجام مسئولیت‌های جدید سر باز بزند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران