سازشکار

لغت نامه دهخدا

سازشکار. [ زِ ]( ص مرکب ) سازش کننده. سازگار. سازوار. سازنده با دشمن. ساخت و پاخت کننده. زد و بند کننده. بند و بست کننده. تبانی کننده. توطئه کننده. رجوع به سازش شود.

فرهنگ معین

(زِ شْ ) (ص فا. ) ۱ - آن که سازش می کند. ۲ - اهل بند و بست.

فرهنگ عمید

آن که با دیگری صلح و سازش کند، سازش کننده، سازگار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - سازش کننده. ۲ - ساخت و پاخت کننده بند و بست کننده.

ویکی واژه

آن که سازش می‌کند.
اهل بند و بست.

جمله سازی با سازشکار

💡 اتسل سازمان هگانا را به داشتن سیاست نرمش و سازشکاری در برابر اعراب و بخصوص انگلیسی‌ها متهم می‌ساخت و خواستار نشان دادن شدت عمل بیشتری در برخورد با آنان بود. از این روی، خود به انجام عملیات مستقل نظامی علیه آنان روی آورد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به هوانورد، سرخ‌ها، ظلم تحمل‌ناپذیر، شما اینجایید، میوی گربه، واکنش دوگانه، بازگشت دوست‌پسرم، مردی با یک کفش قرمز، مورو، مواضع سازشکارانه، والدو پپر بزرگ، بتسی، مراقبت‌های ویژه، بر فراز دریا و آب را نخورید اشاره کرد.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز