ساده جگر
متضادها
پیچیده، حیلهگر
لغت نامه دهخدا
ساده جگر. [ دَ / دِ ج ِ گ َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مرد خفیف العقل. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). ساده لوح. ساده دل. سینه صاف. کنایه از مردم خفیف العقل بی نفاق. ( مجموعه مترادفات ).
فرهنگ معین
( ~. جِ )(ص مر. ) بی مکر و حیله.
فرهنگ عمید
۱. بی مکروحیله.
۲. بی کینه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ساده لوح ساده دل خفیف العقل.
ویکی واژه
بی مکر و حیله.
جمله سازی با ساده جگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون سخن خواهی گفتن همه ساده نکتی چون هنر خواهی جستن همه ساده جگری