لغت نامه دهخدا
ساخته کاچار. [ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آماده. با اسباب. بسامان و به اندام:
اکنون سور است و مردم آید بسیار
کارشگرف است و صحن ساخته کاچار.نجیبی.
ساخته کاچار. [ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آماده. با اسباب. بسامان و به اندام:
اکنون سور است و مردم آید بسیار
کارشگرف است و صحن ساخته کاچار.نجیبی.
( ~. ) (ص مر. ) با اسباب و وسایل.
۱. ساخته و آماده، با سازوسامان، بسامان.
۲. با آلات و ادوات آماده.
( صفت ) مهیا بسامان بااسباب و وسایل.
با اسباب و وسایل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وانهمه مهر وی افکند بر حاجت بوم تا وی آگاه شود ساخته کاچار مرا