لغت نامه دهخدا
ساحل نشین. [ ح ِ ن ِ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) کناره نشین. آنکه در کناردریا، یا رودی بزرگ خانه دارد. رجوع به ساحل شود.
ساحل نشین. [ ح ِ ن ِ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) کناره نشین. آنکه در کناردریا، یا رودی بزرگ خانه دارد. رجوع به ساحل شود.
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) آن که کنار آب زندگی می کند (اعم از دریا، دریاچه، رودخانه ).
( صفت ) آنکه در کنار دریا یا رود سکونت دارد کناره نشین.
آن که کنار آب زندگی میکند (اعم از دریا، دریاچه، رودخانه)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی کو غرق شد از وی اثر نیست وزو ساحل نشینان را خبر نیست
💡 مرا می کند سنگ طفلان حصاری اگر جوش دریا به ساحل نشیند